![]() |
![]() |
|
| اشعار و جستار ها و مقاله هاي بهزاد قاسمي |
|
گاتها سروده های زرتشت بهزاد قاسمی گاتها سروده های زرتشت هستند این الهامات را هر کس می تواند مطالعه نماید بودن اینکه به عضویت جامعه ی زرتشتی درآید و این اندیشه ها همه معنوی هستند و باید در آن تامل نمود. یک هزار و دویست تا یکصد سال پیش از میلاد حضرت مسیح اشو زرتشت در جائی در شمال ایران می زیست ، حتی گفته می شود در بلخ توسط تورانیان به شهادت می رسد. آریائیان ایران و هند در زمان زرتشت به پیشرفت های قابل توجهی رسیده بودند و دانشمندان متعددی در رشته های پزشکی و اجتماعی و ستاره شناسی در این جوامع ظهور کرده بودند ، این اقوام ستارگان و بعضی از مظاهر طبیعت را سزاوار پرستش می دانستند و با موسیقی آنها را می ستودند ، در آن دوران مادیت کاملا بر معنویت چیره بود ، برخی از مورخین عصر زرتشت را عصر اندیشمندان فلسفه ی اوپانیشادی می دانند و بعضی زرتشت را مصلح اندیشه ی ودائی می دانند( رجوع شود به مقاله ی رستگاری در ادیان شرقی شماره 66 نشریه ی ابرچای). در اوستا فقط گاتها مستقیما با زرتشت مربوط هستند و می توان جوهر پیام او را با آنها مرتبط دانست . اشو زرتشت به سازگاری آشتی تن و روان معتقد بود و آموزش او بر خلاف ادیان هندی در جهت نفرت از زندگی و تن نیست و از رهبانیت و آزار تن پرهیز داشت و پیروانش را به مبارزه با این اکوان دیو فرا می خواند و ترک دنیا را آموزش نمی داد . او زندگی تنی را بدنما می دانست اما بد نمی دانست در پیام اشو زرتشت اهورا مزدا که از دو کلمه ی اهورا به معنای خداوند زیست و مزدا دانش ترکیب شده و پیش از ظهور زرتشت نیز مورد احترام بوده و پرستش می شده است به معنای سبز و خرم کننده ی زمین و گرداننده ی ماه و همچنین اهورا به معنای آقای وجود و مزدا آقای خرد ، که نه آغاز دارد و نه انجام ، ذکر شده است . مسیحیان به او پدر می گویند و در اسلام الله به عنوان فعال المایشاء معرفی می گردد که عاملی هست که هر چه می خواهد در توان دارد و در گاتها او دوست است و از او امید دوستی دارند در گاتا اهورا مزدا دارای صفاتی است که گاهی به او پیوسته و گاهی جدا هستند و امشا سپندان یعنی نمیرندگان پاک نامیده شده اند . امشا سپندان صفات شش گانه ی ایزدی به ترتیب اشا به معنای مایه ی حیات ، گوهر راستی و درستی ، اصل سکون و خرسندی و هومنه به معنای مایه ی دانش ، عقل کل، سرچشمه ی علم و خشترو یریا به معنای قدرت یا مشیت الهی مقام ویژه دارند ، سه دیگر گویا امتداد یا مفهوم این سه هستند که نمیرندگی ، امرداد متمم مفهوم اشا و خورتات امتداد و هومنه ( خرداد تندرستی است) و سپنتا ارمایتی به مفهوم تسلیم و گیرنده ی امتداد و خشترویریاست . اینها و قتی از اهورمزدا جدا ذکر می شوند مفهوم مستقلی می گردند و هرگاه به ذات اهورامزدا می پیوندند فوق ادراک بشری می گردند . آتش مورد احترام زرتشتیان است و روشنائی یا آتش به انواع متعدد تقسیم می شود که عبارتند از: 1- عالیترین آن با نام Spehishta آتش بهشتی مجرد و پاک 2- فر و شکوه Khvarana نسبتا ناسوتی ولی بدون جسم 3- روشنائی ظاهر چون در برق و ستارگان بنام vazishta 4- حرارت طبیعی که نشان حیات است Vohufrayana 5- حرارتیکه در نباتات است و عامل شادابی آنهاست Urvazishta 6- حرارتیکه در جمادات و سنگ است Berezisavanjha 7- آذر آتش معمولی. رستاخیز از دو کلمه ی رست ، مرگ و خیز به معنای بیداری تشکیل شده است ، ایرانیان باستان معتقد بودند که جهان روشن بالا و جهان تن بر زمین تاریک و میان آنها اثیر است . هندوان عقیده دارند نه مجرد محض است نه ماده ، بلکه ترکیبی میان آن دو است . یونانیان آنرا جوهر لطیف نامیده اند . ایرانیان معتقد بوده اند که در آخر زمان ستاره ای بنام گوچهر بر زمین می افتد و زمین آتش می گیرد و پس از آن اهریمنان از سپاه اورمزدی شکست می خورند و به تاریکی می روند . بر اساس روایات زرتشتی با مرگ، روان پاینده و اورمزدی از تن پلید جدا می شود و تن اهریمنی می شود تا سه روز روان به تن علاقه دارد و بعد از آن مرگ قطعی سر می رسد اگر فرد اورمزدی باشد در شب نخست اندیشه های نیک بر او پدیدار می شوند و او اندک آرام می یابد در شب دوم سخنان نیک و در شب سوم کارهای نیک او را کاملا راحت می کنند ، اما اگر فرد اهریمنی باشد اندیشه و سخن و کار او آزار می رسانند و بجای سروش یکی از اهریمنان با او می آمیزد . در شب سوم هنگام بر آمدن روشنائی روان اورمزدی به همراه سروش از بین اهریمنان می گذرد و به صورت جدائی زیبا مشاهده می شود در حالی که روان اهریمنی به هیکلی زشت و مهیب دچار می شود روز چهارم بعد از مرگ داوران آسمانی یعنی مهر و سروش و رشن کارنامه ی او را بررسی می کنند و نیک و بد باید از پل چنوت بگذرند. لازم به ذکر است که در زبان پهلوی اهورمزدا به اورمزد تبدیل شده است که همان معنا را دارد. رشن ترازو بدست دارد و به اندازه ی مو اشتباه نمی کند، روان نیکان به یاری سروش به آسانی می گذرند و روان بد در دوزخ سر نگون می شود. بهشت زرتشتی به نام گروتمان یا گرودمان نامیده می شود. ومعنای آن جای نغمه وسرود است و البته فقط روانی به آن جایگاه دست یابد که اندیشه و سخن وکارش اشائی و هومنی باشد و به زبان آشناتر و بنا به روایات زرتشتی بهشت در هفت مدارج است و به ترتیب : 1- بهشت اندیشه ی نیک 2- بهشت سخنان نیک 3- بهشت کارهای نیک و برترین بهشت گووتمان جای نغمه و سرود است . گوئی آنجا مکان اورمزدی است بهترین آهنگها را می شنوند و سکوت کامل می بابند و در میان بهشت و دوزخ جائی است که آنجا را همستگان می نامند و میان زمین و ستارگان قرار دارد و مخصوص افرادیست که کارها ی خوب و بدشان برابر است . سروش محبوب ترین فرشته ی زرتشتی است مکان او میان زمین و آسمان است او جامه ی سبز می پوشد و الهام ایزدی را بر دل بشر فرومی آرد و دومین فرشته مهر یا میترا که ایزد راستی و داد و پیمان است و خورشید نیز ایزد محبوب ایرانیان بوده است که به همراه آب و آتش مقدس می پنداشته شده و این سه قبله ی زرتشتی هستند و همچنین باد که آوردند ه ی باران و فراوانی است ، در این دین روزانه پنچ بار نماز می گذاردند. خورشید و ماه و آب وباد وآتش مورد ستایش هستند و در دین زرتشتی با توجه به تفاسیر متعدد مذاهب تازه ای پیدا شدند که یکی عقیده ی زروانی بود که مؤسس آن دانشمندی به نام ارشاک بود که هدف آن گریز از ثنویت و رسیدن به وحدانیت بود که بحث جداگانه ای دارد . دوره ی انتشار دین زرتشتی در چهار دوره است . دوره ی زرین که به عصر اسفندیار مشهور است و دین مزدیسنی تازه ، جوان وبالنده است . دوره ی سیمین ، کم کم فساد حاکم می شود و نماد بارز آن عصر ساسانی است و دین زرتشتی نشاط و بالندگی عصر گشتابی را ندارد و دوره ی پولادین که این دین رو به انحطاط می رود و نهایتاً دوره ی آهنین که این انحطاط باعث سقوط کامل و انقراض این فرهنگ در عصر ساسانی است. اما زرتشتیان معتقدند که یکی از فرزندان اشو زرتشت به عنوان نجات دهنده روزی دوباره بشر را به روشنی رهنمون خواهد کرد که اولی اوشیدر نام دارد یا هوشوار ، اوسی ساله خواهد بود و به نشان او خورشید ده روز در آسمان بر یک جا ساکن خواهد شد. دومین اوشیدر ماه یا هوشد ار ماه نام دارد ودر زمان اوخورشید بیست روز ساکن می ماند و سومین فرزند سوشیانت یا سوشیوس است که در سی سالگی ظهور می کند چون پانزده سالگی سن آرمانی زرتشتیان است. همه ی این نجات دهندگان از دوشیزگان باکره ی 15 ساله متولد خواهند شد و تحولات آینده با گریز ازی دهاک یا ضحاک از بند و بیدار شدن گرشاسب با یاری سروش و کشتن ضحاک توسط گرشاسب است . نفس یا احساس در این نحله ی فکری به دو نوع تقسیم می شود اولی نفس سپنتا یا سپنیاو دیگری انگرا یا اهریمن ، اینها بهم می آمیزند و از آمیزش این دو نفس جهان تن تشکیل می شود ولی در عین آمیزش استقلال خود را از دست نمی دهند و کاهش یا افزایش این نفوس باعث تحولات روحی مشخص می شود ، بنابر آموزش اوستا بشر دارای ساختی است که از ترکیب به تجرد عبارت می شود از : 1- تن 2- گیتی یا اعضای حیاتی 3- اعصاب 4- تن لطیف 5- نیرو یا نگهدارنده ی زندگی 6- نیروی اندیشه 7- روان که تن را روشن می کند 8- شعور یاور روان 9- وجدان یاور شعور یاعقل 10- فره وشی یا فروهر ـ حقیقت که بسیط و مجرد است ، گذشته از این هر فردی یک همزاد دارد وبعد از مرگ همزاد او که جنبه ی ذهنی دارد پایدار می ماند تا وقت معین که نابود شود و براساس این دین روان پیش از تن آفریده شده است . ای مزدا بنابراین به من بهترین اندیشه وسخن وکار را بیاموز یعنی سه اصل معروف کیش زرتشتی هومت ( اندیشه ی نیک) هوخت سخن نیک و هورشت ( کار نیک) که توسط امشا و هومن پدید آوردنده ی آرزوی نمازهای من خواهند بود . در قسمت دوم این جستار بعد از خلاصه ای از اعتقادات زرتشتیان که ذکر شد به گاتها و چکیده ای از ترجمه ی آنها می پردازیم . در سرود 29 اعلام پیامبری زرتشت است ، در سرود 28 زرتشت به درگاه ایزدی سپاسگزار است و در سرود 30سخن از دو نیرو است و این دونیرو باعث تنوع در اندیشه ها و قیافه و اعمال می شود ، زرتشت معتقد است که اندیشه وعمل انسان باید اساس دانش باشد ودوم اینکه تا باطن روشن نباشد ظاهر روشن و پاک نمی شود و همچنین رهبران دیویسنی بنامهای بندوه وگر همه که مخالف تعالیم زرتشت بوده اند و معنویت مزدیستی را بر نمی تابیدند، هر چند به اهورامزدا ( اورمزد)اعتقاد داشته اند ،هر چند که گفته اند تعالیم دیویسنی مطابق ادیان هندی بوده است . به هر صورت برای زرتشت امشاسپندا ن خصوصاً اشا و هومن مهم بوده و ظاهراً دیویسنی ها نوعی دیگر فکر می کردند ، اشو زرتشت در سرود 43 به اصول زرتشتی اشاره می کند که عبارتند از : 1- یگانه پروردگار اهورمزد است. 2- اشا یعنی نظم وراستی است و وسیله ی تندرستی و سکون ذهن می شود. 3- وهومن عقل یا وجدان است که ذهن ما را روشن می دارد و روان را از آلودگی پاک می سازد . 4- ارمایتی تسلیم و رضاست که وسیله ی سکون و آرامش باطن است . 5- خشتر تقویت اراده است ، بشر هر چقدر آرزوی نیک بودن داشته باشد تا اراده ی قوی نداشته باشد نیک نمی شود. اشو زرتشت آرزو دارد که با هومت ( اندیشه ی نیک ) هوخت ( سخن نیک) و هورشت ( کار نیک) به دو نعمت برسد : 1- سکون باطنی 2- پیوستن به پروردگار ، زرتشت نعمت واقعی را پیوستگی به خرداد و امرداد یعنی تندرستی و زیست جاوید معنوی می داند و از تشریفات و جشنهای پر زرق و برق دیو ستنی ها گله مند است .زرتشت جدائی کامل سپنتا مینو و اهریمن را اعلام می کند واین دورا تاریکی در روشنایی می نامد که عکس هم هستند و وجود یکی نابودی دیگریست و آموز ه های خود را الهام ایزدی می نامد . در آموزه های زرتشت جهان تن که در دیگر ادیان جای درد و رنج است ، آورنده ی شادیست و پبامبر امید دارد که با امشاسپندانی که به سوی او خواهند آمد و چیزی جز الهام ایزدی نیست ، از جهان بلند ، شادی باشد که بر دل انسان بنشیند ، او جوانان را فرا می خواند که در عنفوان جوانی و غلبه ی احساس تنی راستی و درستی را از دست ندهند و مادی محض نگردند بلکه ظاهرشان تنی و مادی و باطن شان روانی و معنوی باشد منبع : گاتهای زرتشت، پرفسور محسن هشترودی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 20:38 توسط بهزاد قاسمي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشاره :
دوستان به باور حقير دو سوم شعر در ذهن خواننده فهيم آن شكل مي گيرد و آن چه شاعر نوشته است تنها يك سوم آن است پس دست خط زيباي شما ادامه شعر آينده آن و آينده و بلوغ آن است و براي من اتفاقي مهم تر از نوشته هاي شما نيست كه از آنها الهام گرفته و خواهم گرفت. ضمن عرض پوزش ژرف از اينكه جوابي دريافت نمي نماييد با شرمندگي باور نماييد كه از ناتواني است نه بي توجهي يا سهل انگاري. اين قصور را بر من ببخشيد. با تشكر : بهزاد قاسمي |
| پیوندهای روزانه |
|
بهزاد قاسمی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|